مير سيد شريف راقم سمرقندى

158

تاريخ راقم ( فارسى )

خريدار به جايى مىرسيد كه هر خام طمع را سوداى خام در ديگ هوس او پخته مىگرديد . هنوز بالوقت در سر اين چهارسو از هر جنس سودا هر طرف افتاده . ملا مشفقى كه در چارسوى دانش‌ورى متابع ، سخنش را مشتريان معانىشناس به نقد جان مىخريدند تاريخ اتمام اين بناى عالى را چنين گفته : تاريخ منزلى هست اين رفيع مكان * در زمان شهنشه دوران خان گردون سرير عبد الله * ظل يزدان خليفة الرحمن ابدا قدره مغيث الدين * خلّد ملكه بهادر خان دولت او ديار فاخره را * ساخت خوشتر ز روضهء رضوان چارسوئى بنا نمود كه شد * هشتم هفت گنبد دوران همچو يثرب مدينة الاسلام * همچو كعبه مكرّم الاركان پايهء او رسيده تا جايى * كه گذشته ز پايهء كيوان طاس او از سپهر داده خبر * گچ او از بياض صبح نشان ماند از ارتفاع كرسى او * متحير مهندس دوران غالبا عزم لامكان دارد * كه كمر بسته برزده دامان اين عمارت كه خان نهاد بنا * چون مثل گشت در زمين و زمان مشفقى بهر سال تاريخش * زد رقم « چهارسوى خان جهان » تاريخ شهادت شاه محمّد سلطان شاه محمد سلطان ابن دوستم سلطان ابن اسكندر خان است . در ميدان شجاعت شير ژيان و در كار سخاوت ابرى بوده گوهرافشان . چهرهء احوالش به گلگونهء اخلاق حميده آراسته و گلبن اقبالش از خار زار اوصاف ذميمه پيراسته . از خوان انعامش خواص تا عوام بهره‌ور و از نوال كرمش مجمع انام فراغت‌پرور و از شجرهء عدالت پرورش خلايق از غنى و فقير سايه گستر . گويند سلطان را كه مردمك ديدهء آدميان و نور حدقهء اهل زمان بوده در چشم جهان‌بين خود زخمى داشته و نيز زخم چشم ايام نافرجام به چشم چراغ عالميان رسيد . شبى كه صحبت و شراب داشت يكى از محرمانش كه پيالهء مىناب و هم بالين خواب بوده به ايمان ابروى شمشير مردمك چشم جهانيان را زخمى رسانيد و به همان